پان ترکها خود را از تبار " گوک ترکها " می دانند و خود را همخون و ازنژاد آنها می خوانند . اگر بحث ترک وغیر ترک بودن بر سر زبان باشد در آن جای اشکال نیست چون بیشماربوده اند از یک خون و دو زبان ولی بحث نژادی یک مساله ی پیچیده است و جز به ویرانگری و تباهی انسانها نمی انجامد . در اینجا تاریخچه ی کوتاهی از گوک ترکها آورده شده و امید است پان ترکها کمی در آنچه می گویند درنگ کنند .
حداقل آینه ای در پیش روی گیرند و ببینند چه تشابهی بین چهره ی آنان و گوک ترکها باعث شده خود را برادران آنها بدانند وچه چیزی باعث شده خود را غرق تحریف تاریخ کنند .
تصاوبر بالا از دو ترک در غرب مغولستان است .
تصاویر و مجسمه هایی که از گوک ترکها بدست آمده است بخوبی دلیل این مدعاست .
ای کاش اندیشه کنند و راه رفاه و پیشرفت را از دریچه دوستی ببینند , حال انکه فرمانروایان این سرزمین هم خونانشان هستند و پان ترکها دیگران را ستمکار می دانند و دیگرانی را برای جنگ با ایشان می خوانند.

گوک ترکها
" گوک ترکها " یا کوک ترکها قبیله ای از نژاد زرد در آسیای مرکزی باستان بودند . گوک ترکها تحت رهبری "بومین خان " وفرزندانش در سال 552 میلادی امپراطوری قدرتمندی را در "خیونگو" در شرق چین و در مسیرجاده ابریشم بنیان نهادند .
گوک ترکها ریشه در قبیله ی " آشینا " داشتند که از مردم آلتایی ساکن در شرق چین کنونی به نام " خین جیانگ" بودند .
گوک ترکها به سرعت امپراطوری خود را تا شمال غربی چین وشمال آسیا و شرق اروپا در نزدیکیهای "کریمه " گسترش دادند .
آنها اولین گروهی از مردم آسیایی ( Turkic People ) بودند که "ترک " خوانده شدند .
از نامداران گوک ترکها به جز بانی آن امپراطوری , "کول تیگین " و فرمانده " تونیوکوک" بودند که شرح داستانهای تونیوکوک در "اورخان " از نوشت های قدیمی گوک ترکها در قرن 8 میلادی آمده است .
واژه ی " گوک ترک " را به گونه هایی چند معنا کرده اند . یکی از معانی آن "ترکهای آسمانی " است و دیگر معانی آن " ترکهای
آبی" و "انبوه ترکها" هستند .
نخستین امپراطوری متحد

قدرت ترکها در سال 546 میلادی پس از شکست دادن "اویغورها" و قبیله های "تیه له" که بر علیه "روران " سر به شورش نهاده بودند آغار شد ( روران امپراطوری متشکل از چندین قبیله ی چادر نشین در شرق آسیا بود ) .
پس از این پیروزیها بومیان خان که انتظارداشت به جبران این پیروزیها خاندان سلطنتی روران یکی از شاهزاده خانم ها را تقدیم او کنند با بی پاسخ ماندن درخواستش مواجه شد و برای جبران آن با فرمانروایی "وی" در غرب چین متحد شد و بر علیه "روران "سر به شورش نهاد .
او آخرین خان روران "یوجی یولو آناگویی " و پس از آن "قرقیزهای رودخانه ی ینی سئی " و قبیله های "خیتان "در غرب منچوری را
شکست داد و با شاهزاده خانمی از "وی " ازدواج کرد.
او خود را "خاقان " یا شاه شاهان نامید و این ابتدای راه گوک ترکها بود . یک سال بعد پس از مرگ او پسرش " موخان " جای پدر راگرفت و به توسعه امپراطوری در جهان آن روزگار ادامه داد .
برادرش "ایستامی " فرمانروای غرب بود و او بود که با ساسانیان در ایران برای شکست "هونها " که با "روران "همراه شده بودند , متحد شد . "ایستامی" امپراطوری را تا کرانه های غرب ادامه داد .
جنگ داخلی و تجزیه
پس از مرگ خاقان چهارم و با بروز اختلاف در جانشینی امپراطوری گوک ترکها به دو بخش شرقی وغربی تقسیم شد . بخش شرقی زیر نام گوک ترک به فرمانروایی خود ادامه داد هرچند چندی بعد مغلوب امپراطوری "تانگ " در چین شد و خان گوک ترکها به زندان افتاد .
غربیها با امپراطوری روم شرقی بر علیه ساسانیان متحد شدند و موفق شدند از غرب تا آمودریا و از شرق تا " تفلیس " در گرجستان کنونی , ایرانیان را عقب برانند .
یکی از فرماندهانشان به نام " چورپان تارخان " نیروهای ایران را در ارمنستان شکست داد و برخی نواحی قفقاز رابا کشتار فراوان از جمعیت تهی کرد .
در تاریخ از" چورپان تارخان " به خونخواری و وحشیگری یاد شده است .
امپراطوری دوم و انحطاط
در قرن 8 میلادی "ایدات " و برادرش " موچو" بار دیگر گوک ترکها را متحد کردند وموفق شدند نواحی پشت دیوار چین را باز پس گیرند و مسلمانان را تا "ماوراالنهر " عقب برانند .
پس از "ایدات " پسرش " بیلگه "جانشین قدرتمندی برای پدر بود اما روند انحطاط گوک ترکها پس از مرگ او آغاز شد . از سال 734 میلادی با شروع جنگهای داخلی بنیان امپراطوری گوک ترکها فرو ریخت .
" کوتلوک خان " در شرق به فرمان چین در آمد و "اویغورها " بنای فرمانروایی خود را در آسیای مرکزی نهادند .
...................
در ادامه به یکی از مراجع در علم ژنتیک رجوع می کنیم :
“Another important replacement occurred in Turkey at the end of the eleventh century, when Turks began attacking the Byzantine Empire. They finally conqured Constantinopole (modern Istanbul) in 1453. The replacement of Greek with Turkish was especially significant because this language belongs to a different family—Altaic. Again the genetic effects of invasion were modest in Turkey. Their armies had few soldiers and even if they sometimes traveled with their families, the invading populations would be small relative to the subject populations that had along civilization and history of economic development. After many generations of protection by the Roman Empire, however, the old settles had become complacent and lost their ability to resit the dangerous invaders”
(Luigi Luca Cavalli-Sforza , in “Genes, People and Languages”, 2000, pg 152).
و باز به طور مختصر این محقق والامقام ژنتیک شناسی می گوید که نژاد مردم ترکیه با حمله های ترکان سلجوقی بسیار اندک تغییر کرد اما روند ترکی زبان شدن جمعیت بخاطر برتر شدن حاکمان ترک و مسلمان اتفاق افتاد.
پژوهش ژنتيكي گسترده اي كه در سطح تركيه انجام شده است، به وضوح نشان مي دهد كه بيشينه مردم تركيه داراي مخزن ژنتيكی ای هستند كه بزرگترين بخش آن، يعنی ۹۴.۱٪، با مردم مجاور آن در بالكان و خاورميانه مشترك است:The major components (haplogroups E3b, G, J, I, L, N, K2, and R1; 94.1%) are shared with European and neighboring Near Eastern populationsو اين در حالي است كه تبار پدري تركي آناتوليايي ها به کم تر از ۹٪ مي رسد!:high resolution SNP analysis provides evidence of a detectable yet weak signal (<9%)>
اما چون نژاد اصلي ترکها زرد بوده است امروزه پان ترک ها بيشتر دچار بی هويتی هستند و کوشش می کنند که ديگران را ترک تبار نشان دهند وقوام غیر ترکی مانند ایلامی ها را تصاحب کنند. چون آذربایجانی از لحاظ تاریخی و نژاد و فرهنگ ایرانی و غیر ترک هستند و چون قوم ترک دارای فرهنگ ناچیزی است٬ پان ترک ها به ناچار باید برای قوم ترک دروغ بنویسند و تاریخ اختراع کنند. آشکار است که ايرانيان در طول زمان با اقوام دیگر آميخته اند (پارسها با ایلامی ها، و مادها با ماناها و...) اما عنصر نژاد ترک/ مغول زرد در میان ایرانیان بسيار کم است و اغلب مردم ایرانی کمتر اثری از ترکها/مغولها گرفته اند و کما اینکه ترکهایی هم که به ایران هجوم اوردند اغلب خالص نبودند بلکه از منطقه های ایرانی زبان آلانی/سکایی/سغدی.. گذر کرده اند. تركان براي نخستين بار در نيمه ي دوم سده ششم ميلادي به ماوراء النهر راه يافتند و در جوار مرزهاي ايران ساساني قرار گرفتند. تا پيش از آن، ايران ارتباطي با تركان نداشته است. رچارد فراي استاد دانشگاه هاروارد می نویسد: «مردم ايران را مي توان روي هم رفته جزو قفقازيان يا هندواروپاييان به شمار آورد كه در ميان شان از هر سه شعبه اين نژاد، يعني شمالي Nordic و آلپي و مديترانه اي يافت مي شود. آلپي ها يا جمجمه گردها اكثريت را دارند … ولي بي شك دست كم تا هزاره اول پيش از ميلاد اين مردم خلوط شده بودند و بنابراين ما بايد توجه خود را به جاي نژاد به زبان و گروه هاي شبان و كشاورز معطوف كنيم» (ميراث باستاني ايران، ترجمه مسعود رجب نيا، انتشارات علمي و فرهنگي، 1368، ص 17). پان عربیست ها نیز در حالی سخت از یکپارچگی قومی عرب زبانان ایران می گویند که خود عرب ها نیز دچار چندگانگی قومی و دارای تفاوت های فاحشی هستند. مصر و لبنان و سوریه و عراق تا آن جا که تحقیق شده است با عرب های ساکن عربستان تفاوت هایی دارند. همچنین عرب های سودان و الجزایر و... در هر جای جهان هم آنانی که خود را از نسل پیغمبر می دانند مانند مردم کشور خود هستند و نه مردم عربستان. یعنی در نژاد غالب حل شده اند.
و ........
...........................................
هدف از نوشتن این مقاله این بود که به دوستان پان ترک بگویم بیایید دست به دست هم دهیم به مهر میهن خویش را کنیم آباد . میهنی که تاریخش بدون آذربایجان و بزرگانش تاریخی بی هویت خواهد بود .
با درود
No comments:
Post a Comment